تبليغاتX
تا ابدیت جاری - زندگی و آثار حسین پناهی

تصویر هفته

مسیرهای راهپیمایی 18 تیر در سراسر کشور
بانو
محل تجمعات در روزه 18 تیر روز مرگ رژیم فساد - کلا آنروز در
خانه ننشینید و اگر به میدانهای زیر نمی توانید بیائید در میدانهای اصلی
شهر نزدیک محله خودسعی کنید تجمع و گردهمائی عظیمی با تمام هم محله ایها
برپا کنید . یادتان باشد تجمع باید در وسط بلوار و با بستن راههای
ارتباطی و خیابانها و مختل کردن عبور و مرور ماشینها باشد . از تجمع در
پارکها و مکانهای خلوت و خودداری کنید .

----------------------------------------------------------
تا ۱۸ تیر این برنامه را به هر طریق ممکن منتشر کنیم. این متن برای کپی و تکثیر، و این نقشه برای راهنمایی و مشخص کردن نقاط دسترسی تهیه شده است. برای روز راهپیمایی پلاکاردها و شعارهای افشاگرانه در دخالت روسیه در انتخابات ایران به همراه داشته باشید. فیلم و عکس، و در صورت امکان تهیه رنگ سبز برای سبز کردن کف خیابانها به همراه داشته باشید. از لوازم آرایشی استفاده نکنید و همراه خود سیگار، بطری آب، و دستمال تمیز به منظور دفع اثر گاز اشک آور داشته باشید. این متن را در وبلاگهای خود منتشر کنید،

----------------------------------------------------------




وعده ما ۱۸ تیر ۱۳۸۸

***********************
1- میدان ونک – میدان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
2- میدان قندی – خیابان سهروردی – میدان هفت تیر – خیابان کریم خان – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
3- میدان امام حسین – میدان فردوسی – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
4- میدان امام خمینی (توپخانه) – میدان 31 شهریور – خیابان حافظ – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
5- میدان راه آهن – میدان منیریه – خیابان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
6- خیابان رودکی (سلسبیل) – خیابان آزادی – میدان انقلاب
7- میدان آزادی – خیابان آزادی – میدان انقلاب
8- میدان صادقیه – ستارخان – میدان توحید – بزرگراه نواب – خیابان آزادی – میدان انقلاب
9- تقاطع جلال آل احمد وکارگر – خیابان کارگر – میدان انقلاب
***********************
شیراز
1- خیابان ستارخان – خیابان ملاصدرا – خیابان زند – فلکه ستاد
2- میدان دانشجو (علم) – خیابان باغ ارم – بلوار آزادی – فلکه ستاد
3- چهارراه سینما سعدی – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
4- دروازه کازرون – چهارراه گمرک – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
5- شاهچراغ – چهارراه نمازی – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد
6- دروازه اصفهان – - فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد
***********************
مشهد
1- پارک ملت – بولوار سجاد – فلکه راهنمایی
2- میدان بوعلی – میدان فردوسی – فلکه راهنمایی
3- خیابان مطهری – میدان تختی – فلکه راهنمایی
4- حرم امام رضا – میدان سعدی – میدان تختی – فلکه راهنمایی
5- میدان هفده شهریور – میدان ده دی – سناباد – فلکه راهنمایی
6- میدان دکتر شریعتی – فلکه احمدآباد – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی
7- میدان فلسطین – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی
***********************
اصفهان
1- میدان فرح آباد – خیابان وحید – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
2- چهاراه دانشگاه – خیابان حکیم نظامی – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
3- دروازه شیراز – چهارباغ بالا – سی و سه پل
4- فلکه فرودگاه (بسیج) – فلکه فیض – خیابان میرفندرسکی – چهارباغ بالا – سی و سه پل
5- فلکه بزرگمهر – فلکه خواجو – سی و سه پل
6- میدان احمدآباد – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
7- سبزه میدان – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
8- میدان نقش جهان – دروازه دولت – چهارباغ پایین – سی و سه پل
9- میدان وفایی – چهارراه دکتر بهشتی – چهارراه قصر – سی و سه پل
***********************
تبریز
1- میدان ستارخان – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
2- میدان انقلاب – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
3- تقاطع خواجه رشید – پل قاری
4- چهرراه آبرسان – چهارراه منصور – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
5- چهارراه ارتش – چهارراه باغشمال – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
6- چهارراه حکیم نظامی – چهارراه شهناز – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
7- چهارراه لاله – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
8- نصف راه – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
9- میدان بهار – چهارراه بهار – میدان نماز – میدان دانشسرا – پل قاری
***********************
گرگان
1- میدان فخرالدین اسعد – فلکه کاخ – شالیکوبی
2- میدان شهرداری – فلکه کاخ – شالیکوبی
3- میدان سرخواجه – فلکه کاخ – شالیکوبی
***********************
اهواز
1- فلکه جوادالائمه – فلکه پاداد – چهارراه آبادان – چهارراه نادری
2- چهارراه زند – چهارراه نادری
3- خزعلیه – خیابان شریعتی – چهارراه نادری
4- میدان شهید افشاری – میدان شهدا – خیابان آزادگان – چهارراه نادری
5- فلکه ساعت – پل نادری – چهارراه نادری
ساکنان کیانپارس ، زیتون کارمندی ، شهرک نفت و حصیر آباد( چهارراه آبادان – چهارراه نادری
***********************
ارومیه
1- میدان خیام – خیابان خیام جنوبی – خیابان امام – میدان مرکزی
2- میدان نه پله – خیابان سرداران – خیابان امام – فلکه مرکزی
3- دروازه شاهپور – میدان مرکزی
4- دروازه سویوغ بلاغ – میدان مرکزی
5- میدان دریا – میدان مرکزی
***********************
یزد
1- چهارراه یزدباف – چهارراه فرهنگیان – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
2- نصر آباد – چهارراه دولت آباد – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
3- میدان باغ ملی – میدان بهشتی – میدان امیرچخماق
4- میدان خاتمی – خیابان مهدی – خیابان امام – میدان امیرچخماق
5- میدان مارکار – بلوار بسیج – خیابان سلمان فارسی – میدان امیرچخماق
***********************
رشت
1- میدان لاکانی – چهارراه میکاییل – سه راه حاجی آباد
2- میدان فرهنگ – چهارراه میکاییل – سه راه حاجی آباد
3- روبروی اداره ثبت – سه راه حاجی آباد
4- لب آب – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
5- میدان گلسار – سه راه تختی – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
6- پیچ سعدی – میدان شهرداری – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
7- سبزه میدان – میدان شهرداری –میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
***********************
بندرعباس
1- بازار ماهی – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
2- سه راه دلگشا – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
3- میدان قدس – فلکه برق – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
4- میدان شرسعتی – میدان شاه حسنی – بولوار ساحلی

شنبه سیزدهم تیر 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

مردم قران به سر، ماموران سردرگم
بانو
دوشنبه هشتم تیر ماه، همزمان با تایید "صحت" انتخابات 22 خرداد توسط شورای نگهبان، مردم بار دیگر و در نقاط مختلف کشور به خیابان ها ریختند و برغم حضور سنگین نیروهای امنیتی ـ نظامی و لباس شخصی، با تشکیل "تجمع سبز" به  جای "زنجیره سبز"، و با گرفتن قرآن بر سر، اعتراض خود را به کودتای انتخاباتی اعلام کردند.

در این تجمعات که ستادهای موسوی و کروبی در برگزاری آن نقشی نداشتند، معترضان به کودتای انتخاباتی، با هوشمندی نیروهای امنیتی را دور زدند و ابتکار عمل را از این نیروها گرفتند؛ به همین دلیل بود که مامورین رنگارنگ حاضر در خیابان های تهران، که نقش فرماندهی لباس شخصی ها در میان آنان برجسته تر بود، به قطع برق منطقه وسیعی از تهران اقدام کردند.

پیش از این حامیان میر حسین موسوی، اعلام کرده بودند در این روز زنجیره ای انسانی در حمایت از میر حسین موسوی  و اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات، از میدان تجریش تا میدان راه آهن تشکیل می دهند. این راهپیمایی قرار بوداز ساعت 6 بعد از ظهر آغاز شود اما مامورین از ساعت 4 بعد از ظهر این مسیر را اشغال کردند تازنجیره سبز اعتراض تشکیل نشود. به این منظورنیروهای پلیس با حضور در طول خیابان ولی عصر، زنجیره ای نظامی ـ امنیتی به راه انداختند تا مانع حضور مردم و معترضان در این مسیر شوند. تجمع ماموران به ویژه در چهار راه پارک وی، میدان ولی عصر، چهار راه ولی عصر و سه راه جمهوری بسیار چشمگیر و پر رنگ بود. آنها البته در میدان ها و چهار راه های دیگر نیز حضور داشتند اما در میدان ها و چهار راه های مهمی که در طول این مدت محل اجتماع بیشتر مردم بود، حضور بآنها پررنگ تربود.

همزمان و همچون روزهای گذشته نیروهای دولتی تمام تلفن های همراه را از حدود ظهر قطع کردندکه این قطعی تا شب همچنان ادامه داشت. علاوه بر این همه تلفن های ثابت منازل و واحدهای اداری و تجاری حوالی میدان انقلاب  و میدان ولی عصر نیز قطع شدند. این اولین بار بود که همزمان با برگزاری یک تجمع، تلفن های ثابت نیز قطع می شد.

از سوی دیگر در کنار ماموران در بیشتر نقاط تهران، تعداد زیادی اتومبیل نیروی انتظامی مستقر شده بود که بسیاری از آنها به جای شیشه، محافظ آهنی شبکه ای داشتند. در روزهای گذشته از این اتومبیل ها برای بازداشت و انتقال زندانیان استفاده شده بود.

 

آغاز حضور مردمی

از ساعت چهار عصر، مردم از نقاط مختلف پایتخت برای پیوستن به این زنجیره، به سمت میدان ولی عصر و چهار راه ولی عصر حرکت کردند. از ميدان تجريش تا پارک ملت، پيچ شميران، ميدان ونک و...

ماموران ضد شورش که در همه جا حضور داشتند کوشیدند مردم را پراکنده کنند. آنان حتی بر سر افراد مسنی هم که در حال رفت و امد بودند، داد می زدند و می گفتند: زود تر از اینجا بروید. دردسر برای خودتان درست نکنید.

آنها همچنین در مقابل اعتراض مردم می گفتند: ما مجبور نیستیم به سوالات کسی جواب بدهیم. فقط اینجا نباشید و بروید.

در میدان ولی عصر خانم سالخورده ای، به یکی از ماموران گفت: تو کی هستی که می گویی اینجا نباشیم.

مامور در پاسخ باتومش را بلند کرد اما در برابر هجوم مردمی که پیرامون او بودند عقب نشینی کرد. در واقع میزان جمعیت به گونه ای بود که حتی مامورین هم سراسیمه شده بودند و نمی دانستندمواظب کدام طرف باشند.

صدای دادو فریاد از هر طرف به گوش می رسید. خیابان ها از حدود 5 عصر به بعد بسته شده بود و دیگر هیچ اتومبیلی امکان عبور و مرور نداشت. کسانی که از شمال شهر با پای پیاده خود را به سمت نقاط مرکزی و جنوبی شهر رسانده بودند، می گفتند عملا امکان حرکت از "آدم و ماشین" گرفته شده و خود مامورین هم در شلوغی گیرافتاده اند. به این ترتیب بود که در ساعت پنج و نیم میدان انقلاب یکباره خود را در میان انبوه جمعیتی چند هزار نفری دید که از سمت خیابان ولی عصر می آمدند.

به همین دلیل این خیابان هم پس از مدتی مسدود شد. معترضینی که خود رابه میدان انقلاب رسانده بودند، به آرامی شعار می دادند. همان طور که گروه دیگری از مردم که خود رابه میدان آزادی رسانده بودند، در عین حفظ آرامش، اعتراض خود را نشان می دادند؛همان طور که در میدان تجریش، در میدان ونک...

به این ترتیب مردم وقتی با حضور گسترده نیروهای نظامی و امنیتی روبه روشدند، راهپیمایی سبز خود را به تجمعات سبز تبدیل کردند؛وضعیتی که ماموران آن را پیش بینی نکرده بودند. به همین دلیل نمی دانستند

چگونه و کی در کجا باید مستقر شوند. این از نقل و انتقال سریع آنها معلوم بود. یک لندکروز چند مامور رامی آورد و سریع می رفت؛لند کروز دیگری به سرعت چند مامور را به جای دیگری منتقل می کرد. ماموران در چند مورد هم با همدیگر درگیری لفظی پیدا کردند. آنها برسر هم داد می کشیدند چرا که معلوم نبود باید در کجا مستقر شوند: در آزادی، انقلاب، ولی عصر، ونک، تجریش و یا... بی سیم ها مدام کار می کرد؛ اما این لباس شخصی ها بودند که دستور می دادند.

درهم ریختگی نیروهای امنیتی ـ نظامی از سرگیجه هلیکوپتر معروف هم پیدا بود. نمی دانست در تجریش باشد، یا ولی عصر، یا هم آزادی، یا انقلاب، ... شاید به همین دلیل بود که نیروی انتظامی به همان یک هیلکوپتر اکتفا کرد. فقط گاهی ماموران در بی سیم می گفتند: "پنکه سقفی کجاست؟". و پنکه سقفی همان هلیکوپتر بود.

در این تجمع که مردم به جای خیابان ولی عصر در چند نقطه اجتماع گرفته بودند، ابتکار عمل از نیروهای انتظامی گرفته شد. به اعتقاد برخی از مردم، قطع برق هم ناشی از همین به هم ریختگی نیروها بود. نیروهایی که نمی دانستند در برابر سیل مردمی که از نقاط مختلف می آمدند و برخی نیز قرآن بر سر گرفته بودند، چه کنند.

سه شنبه نهم تیر 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

حتما بخوانید و حتما به طور گسترده پخش کنید. شرح مسجد قبا
بانو

حتما بخوانید و حتما به طور گسترده پخش کنید. شرح مسجد قبا

این روزها دیگر عادی شده است که اگر روزنامه نگاران و زنان را به زندان هم بیاندازند، از زندان هم گزارش خبری به رسانه ها ارسال می کنند. این مطلب از دوستی در ایران رسید که در زندان بزرگتری هست این روزها. دیوار زندان را کمی بزرگتر کرده اند اما فضای بیرون درست عین اوین است با این همه خبر را نمی توانند حبس کنند.
دل نوشته ای رسید که می گذارمش همین جا تا با هم بخوانیم .
هفته قبل از انتخابات همین دوستان توصیه می کردند برو بیرون که بعد از انتخابات کلاه ات پس معرکه خواهد بود ببین چه معرکه ای به راه انداخته اند حضرات که این روزها همه را خانه به دوش کرده اند. برای شنیدن بیشتر این صداها که به سختی از گلوی دوستانمان بیرون می آید همه ما باید کمک کنیم. سینه به سینه خبر رسانی کنید. ممنون می شوم اگر این نوشته را به خاطر همان اندک اعتمادی که به من و باقی دوستانم دارید هنوز بین دوستانتان منتشر کنید. هر جا که توانستید. وبلاگ من باز هم آوار شده است ..

سلام خواهر …
در شروع پیام بگویم که به شدت تحت فشارم و مرتب در حال عوض کردن محل اسکان خود هستم .
یکی از مشکلاتی که به شایعات دامن می زند نبودن رسانه های ازاد است . شایعات پیرامون مهندس موسوی در حال شدت گرفتن است . این ها را برای تو می گویم که دسترسی به بیشتری نسبت به من به ادم ها و رسانه ها داری ….
امروز من به هر مشکلی که بود با مهندس موسوی به سمت مسجد قبا امدم . زودتر وارد مسجد شدم تا اوضاع را برای ایشان گزارش کنم . جمعیت بی نظیر و حضور نیروهای ویژه انتظامی و لباس شخصی های بیشمار بود .
مهندس تا نزدیکی حسینه ارشاد امد که به علت ازدحان نتوانست وارد مسجد شود . از مسیر دیگری سعی کرد که خود را به مسجد برساند که این نیز میسر نشد .
برای اقای علیرضا بهشتی توضیح دادم که شرایط حضور مهندس فراهم نیست .ابتدا علیرضا و سپس محمد رضا بهشتی با مردم صحبت کردند . نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی خود را به تیم حفاظت معرفی کردند و من هم مطلع شدم که چه کسانی درون مردم از نیروهای حفاظتی هستند. با افسر ارشد نیروهای انتظامی و اطلاعاتی مذاکرده شد و قرار شد که بلندگویی دستی در اختیار ما قرار دهند تا مهندس موسوی از طریق بلندگو با مردم سخن بگوید که ا ینگونه نیز شد و قرار شد نیروهای اطلاعتی فیلم بردار مردم را متوقف کنند که این نیز از سوی مقام مسوول مورد پذیرش قرار گرفت . در اخر مامورین نیروی انتظامی که یک طرف خیابان را بسته بودند ، مردم را به خروج از مسیر مقابل راهنمایی می کردند .
مردم با حضور لباس شخصی ها که برای من مشخص شده بودند از سمتی که پلیس اشاره می کرد در حال متفرق شدن بودند که حدود 500 متر جلوتر ، یکان امداد نیروی انتظامی به همراه بسیج شروع به ضرب و شتم مردم کردند . 3 زن و 4 مرد در لحظه ابتدایی این حمله مجروح شدند و مردم از خیابان دیگر در حال پراکنده شدن بودند که دکتر علی مطهری که به منظور شرکت در مراسم امده بود با صحنه زدو خورد مردم رو به رو شد . مردم به او حمله برندن و جملاتی مثل : می بینی؟ ، ما بی دفاعیم چرا ما رو می زند، اقای مطهری ؟ پدرت شهید شد که مردم رو بزنند ؟ پیش علی مطهری شکایت کردند … دست علی مطهری را گرفتم و او را به سمت نیروهای انتظامی بردم تا او با انها صحبت کند که اجازه دهند مردم بدون مزاحمت از خیابان خارج شوند که به یکباره 2 عدد نارنجک اشک اور و فلفل از تفنگ یگان امداد شلیک شد و من و علی مطهری مجبور شدیم که از محل به سرعت دور بشیم .
در مسیر مردم هر کدام که به علی مطهری می رسیدند به نوعی گلایه خود را مطرح می کردند . عده با گریه وعده با داد و عده با شعار مرگ بر دیکتاتور !
منزل مطهری در نزدیکی حسینه ارشاد بود ، او را تا منزلش همراهی کردیم ، چند باری با بغض گفت نباید اینطور می شد ، وضع از کنترل خارج شده است . اقای …. بازی احمدی نژاد را خورده است .
به هر حال از مسجد قبا تا زیر پل سید خندان ، انواع واقسام نیروهای انتظامی و بسیجی و یگان ویژه و یگان ضد شورش حضرو داشت .
مهندس موسوی در حبس خانگی نیست
مهندس موسوی در حال فرار به خارج از کشور نیست .
مهندس موسوی تحت فشار بسیار است تا این جریان را خاتمه دهد اما گفته تا اخر پای ارای مردم ایستادم
مهندس موسوی با لباس مبدل شب ها در بین مردم حضور پیدا می کند و صدای الله اکبرهای انها را می شنود .
در روز های ابتدایی که درگیری به شدت اوج گرفته بود نیز سوار بر موتور مقاومت و ایستادگی مردم را مشاهده می کرده است .
مهندس مردم را سپر خود نکرده است .
در مسجد قبا اقای خاتمی صحبت نکرده است .
اقای موسوی تا نزدیکی مجسد قبا امد ، حتی پیشنهاد دادیم که از محل خودروی شما تا مسجد برای شما کوچه باز میکنیم که بیایید اما تیم حفاضت ایشان مخالفت کرد.
علاوه بر خانواده هاشمی ، هادی غفاری ، سید محمود دعایی ، مهدی کروبی حضور داشتند .
این متن رو تلفنی به یکی از دوستان گفتم و او برایت میل خواهد کرد.

من برای جلوگیری از افزایش و شیوع شایعات پیرامون مهندس موسوی حتی در حال خوف و رجا و در حال اضطرار تلاش می کنم و به هر شکلی تلاش خود را انجام می دهم .
شما هم کمک کنید که شایعات قوت نگیرد . در انتشار صحیح این متن مختار هستید و اگر تا دو روز اینده از من در فیس بوک خبری نشد حتما من را دستگیر کرده اند .
وضعیت من مهم نیست ..مهم انتشار صحیح اخبار پیرامون مهندس است .
سرفراز باشی

دوشنبه هشتم تیر 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

ندا
بانو
مزار ندا، در روز نجات ایران، زیارتگاه مردان و زنانی خواهد شد که عاشقانه آزادی را در گوش هم می‌خوانند. ندا نه رهبر است و نه قهرمان، او انگیزه است. او دلیل است. او نماد آزادی است. او افتخار تازه‌ایست برای من و تو که دوباره خود را دست در دست یافته‌ایم.


با تشکر از برنا برای طراحی پوستر

ندا صالحی آقا سلطان متولد ۱۳۶۱ (۲۷ ساله)، دانشجوی فلسفه [۲] در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) در امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی)، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان دادن وی بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان به دنبال داشت.
«ندا» در خارج از ایران و در ایران، به عنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دمکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته می‌شود.



شرح واقعه
طبق روایت وبسایت IranPressNews وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسیهایش در تظاهرات شرکت داشتهاست. وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کننده عقب می‌افتد که در این هنگام (حدود ساعت ۷ عصر)، یکی از ۲ لباس شخصی موتور سوار، قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار می‌دهد. پزشکی با دست سعی در بند آوردن خون می‌کند اما وی چند لحظه بعد در دستان استادش جان می‌سپارد.


خاکسپاری و مراسم یادبود
به نوشته وب‌سایت IranPressNews ظهر روز یکشنبه ۳۱ خرداد پیکر ندا به شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده‌اش تحویل شد. خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شد.
مراسم یادبود ندا قرار بود در اول تیرماه ساعت ۵ تا ۶:۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در تهران، خیابان مهناز، خیابان آپادانا (خیابان خرمشهر) برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند.

دوشنبه یکم تیر 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

گیجم، گیج!
علی
از خیلی قبلترش میخواستم چیزی بنویسم! اما هر چقدر که کلنجار رفتم حرف قابل گفتنی نیافتم! امروز هم حتی خیلی بیشتر، فقط گیجم!
چه اتفاقی در حال وقوع است؟ جنایات حاکمان فاشیست، به اسم قانون تمام پرده های وقاحت را دریده! از طرفی به رهبران اصلاحات هم امیدی ندارم. نبود یک رهبری قوی و صادق تمام این نیروها را به باد خواهد داد!
شاید درچنین شرایطی قبل ازهر نوع جهتگیری حزبی و سیاسی خاص باید به یک مبارزه کلی با دشمن مشترک فکر کرد! نمی دونم، واقعن نمی دونم! خیلی از اون کسایی که بیرون مشغول کثافتکاری هستن مثل خودم سربازن! ساده میشه موضوع وقتی به خودت میگی «مجبورم»! «چاره ای ندارم»! خیلی آسون میشه جنایت کرد، جانی بود!
وای! فقط یکی بگه الان باید از نتیجه این همه هزینهای سنگین پرسید، یا چیزی که امروز مهمه فقط مبارزست؟
کودتاچی ها با جدیت تمام مشغولن! لعنت بردیکتاتور! لعنت بر فاشیست! لعنت بر مزدور!
چه بهای سنگینی دارد این آزادی!

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

رمز ما...
بانو
 

    امید،

 

 حرکت،

 

 آرامش ...

 

           با اینها هر کاری ممکنه...

پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

لــــعنت نامه !
مسعود

خواستم پستی بنویسم با موضوع این روزها ی تهران ! بعد از تکمیل این پست و آماده شدن برای به روز رسانی ، برای 5 بار  هر بار بازی در آورد و مانع این کار شد اما من از تلاش دست بر نداشته و باز انجامش دادم و چون پست مملو بود از عکسهای این روزها تهران هر بار باید از اول آن را باز نویسی و لینک گذاری میکردم ! این شد که برآن شدم تا اول مشکلات به روز رسانی شبکه های فارسی خودمان را نقد کنم ( لعنت بفرستم ) بعد به فکر این باشم که این روزها در تهران چه میگذرد !
شاید روزی که این سرویس های اطلاع رسانی کوچک درست شود کم کم بتوان به درست شدن سرویس های بزرگتر مثل سرویس های امنیتی ! مملکتی امیدوار بود .
پس همه با هم برای آن روز دعا میکنیم .

شعر نوشت :  هنگامِ آن است که تمامتِ نفرت‌ام را به نعره‌يی بی‌پايان تُف‌کنم. !!
                                                                                                شاملو

چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

مهم
علی
«يار بر سر كوي مشغول دادن است»!
چه دادن خيلي مهم نيست، مهم نفس دادن است و اين كه چيزي دارد اين وسط از كف مي‌رود!
مثل آن پسرك هم محله‌اي كه هر شب چند نفر تا دم خانه مي‌رسانندش!
اين‌ها ابتذال در نوشتار است يا بيان حقايق، چه فرقي به حال ما مي‌كند؟! ما كه متمدنانه در زواياي خانه‌‌هايمان از منشورها گفته‌ايم؟!
مثل روز روشن است كه هيچ كمكي از ما براي اين پسرها و دخترها و زن‌ها و مردها ساخته نيست، چرا كه ما از كمك كردن به خودمان عاجزيم! موضوع گرايشات جنسي افراد نيست! موضوع تجاوز است به شخصي‌ترين ابعاد زندگي‌شان در حريم به اصطلاح امن جامعه!
آن بيرون داستان داستان، نوك تيزي است و سر گرد چماق! گيجي مشت اول حسابي شير فهمت مي‌كند كه دنيا دست كيست!
صداي پاي پشت سر مي‌شود كابوسي از ترس و دلشوره! زانوانت سست مي‌شود از ديدن هر عابري!
راه مي‌روي بي‌آنكه رفته باشي!
مي‌ايستي بي آن كه مانده باشي!
سنگ را به جاي آينه به صورتت مي‌كوبي، اما اين هم افاقه نمي‌كند!
اعتماد واژه‌ي مسخره‌اي مي‌شود وقتي خودت هم خودت را دور مي‌زني! نقش‌پذيري مطلق! بازيگرِ مفلوكِ توانا!
گيج و گنگ! هم نسل موش‌های فاضلاب!

"سمور فكور در سايه روشن اتاق
ليس مي‌زند خون شور دست و پاي خود را
كه زخمي زواياي هزار ذوزنقه‌ست"

شنبه شانزدهم خرداد 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

ندارد
علی

تنهايي

تنهايي

تنهايي عريان.

جمعه پانزدهم خرداد 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

!Just one of my bad days
علی

كثيف است! فراموش كرده‌‌ام کمانگرها را! «عادي شده‌ست مرض براي جماعت بيمار»! وقتم را در نت بيشتر به تفريح مي‌گذرانم! هر چه باشد فقط همين دو سه روز را بيرونم! خواندن هم حوصله مي‌خواهد! من فرصت كمي اين بيرون دارم! نوشته‌ها را مي‌خوانيد و مي‌دانم! مي‌دانم پس سانسور مي‌كنم!

سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

Designed by Mashia