يا ...
سلام:
آه، امسال هم ماه رمضان شروع شد و من (هرقدر هم كه بهش علاقهاي نداشته باشم) نمي تونم جلوي خاطراتش (كه به ذهنم هجوم ميارن) رو بگيرم. هراندازه هم كه از اين بازي (و بازيچه بودن) بدم بياد در توانم نيست كه يادگاريهاش رو دوست نداشته باشم! و ناخودآگاه ياد قديمترها ميافتم و دل تنگ ميشم ...
بچه كه بودم فكر مي كردم بزرگ شدن خيلي از مشكلاتم رو حل مي كنه.
اما حالا تازه مي فهمم كه چقدر اشتباه ميكردم! افسوس كه براي فهميدن خيلي دير شده. خيلي دير ...
دفتر اشعار شاملو رو ورق مي زنم و هي هوس مي كنم كه چيزي ازش بنويسم. |