خدا آن ملتي را سروري داد
كه تقديرش به دست خويش بنوشت
به آن ملت سر و كاري ندارد
كه دهقانش براي ديگران كشت
(اقبال لاهوري)
فكر ميكنم همهي ما با اين شعر آشنا باشيم!
چند روز پيش دوستي رو ديدم كه اين اواخر يك سفر به جنوب ايران رفته بود!
تعريف ميكرد از دختربچههاي ده/ يازده سالهاي كه حاظر بودن به خاطر هزار تومن «ساك» بزنن!
همين چند ساعت پيش با يه دوستي در مورد يكي از خلافترين محلههاي شهر همدان حرف ميزدم (هر شهري يكي دوتا از اين جاها داره). با تعجب پرسيد: "مگه اونجا خانواده زندگي نميكنه؟"
اونجا هم مثل محلههاي بالاي شهر خانواده زندگي ميكنه اما وقتي پاي فقر وسط باشه اصول و قواعد معني خودشون رو از دست ميدن!
اين روزها يك سري اسامي مثل «فرزاد كمانگر»، «علي كانطوري»، «بهروز كريمي زاده»»، «مجيد توكلي»، «احمد قصابان»، «احسان منصوري» و...رو زياد از زبان «خبرگزاريهاي دانشجويي» و «سازمانها مدافع حقوقبشر» ميشنويم!
يه عده آدم كه وقتي در مورد خودشون و يا دليل بازداشت و شكنجهشون ميخوني فقط يه علامت سوال گنده تو ذهنت نقش ميبنده!
آدمهايي كه اهدافشون رو «آزادي»، «برابري»، «حقوق زنان»، «مخالفت با انواع تبعيض» و...تشكيل ميده!
كسي ميدونه كجاي «عدالت خواهي» جرمه؟ اين بهاي گزاف براي اين خواستهي ساده؟!! |