| این اشکان هم عجب آدمی ست! دوبار و هر بار یک گونی به من لوح فشار داده شده (CD) داد که فکر کنم هفتاد نسل بعد از من هم می توانند از داخلشان چیز تازه ای برای گوش دادن پیدا کنند! البته من همین جا ابراز برائت کنم از هر نوع تولید به ویژه مثلش! (برائت رادرست نوشتم؟)
خب بگذریم این روزها محمد سرما خورده و احتمالن به وب سر نزند! راستی این دو ماه دی و بهمن عجب پر بار بودند! محمد و باران و اشکان و و مهسا و مشیا و...دیگه کی؟
توضیح این که: خودم را نه فراموش کردم و نه قصد شکسته نفسی داشتم! فقط هر چه می گردم باری در خودم پیدا نمی کنم!
تولد مشیا کی بود؟ من چرا یادم نمیاد؟ باز هم بگذریم.
دیشب به چی فکر می کردم من؟ قرار بود یک چیزهایی بنویسم! یادم نمیاد! تنها چیزی را که از فکر دیشب مطمئنم این بود که فحش زیادی داشت! بی خیال. اینجا تو کافی نت نوشتن سخت میشود انگار! عوضش شیشصدتا آهنگ آپلود می کنم! من ! یک موضوع مهم. اه اینجا ویرگول نمی نویسه! ...داشتم می گفتم من هر چی فکر می کنم موضوعی مرطبت با اراجیفم موقع نهادن نمودن پست ها در وبلاگ نمی یابم! همش شد موضوعات دیگر! من پیشنهاد می کنم بخش اراجیف هم داشته باشیم که ثواب هم دارد حتمی! یک در دنیا هزار در...!
بگذریم...حرف آخر این که "برسان سلام ما را..."
حرف بعد از آخر هم حرف من نیست از شاملو و نیما و...ست و صدای سهیل نفیسی و گور پدر کپی رایت با آن شکم ورقلمبیده اش. بشنوید:
آی آدم ها پریا اسم این یکی را نمی دانم (شاید قریه ی ماه)
...(شاید سحر)
|