تبليغاتX
تا ابدیت جاری - زندگی و آثار حسین پناهی

تصویر هفته

با هم گوش بدیم
علی

کودکان کار"رفتم سر کوچه، یه پک از سیگار بگیرم
رفتم اون دنیا، تا بمیرم"
خواستم بنویسم از زیبایی پاییز و زمستان. از لذت چای داغ و سیگار. از گز کردن کوچه ها و سیگار. از ابر و سرما و برف و باد و...سیگار.
اما یاد پاهای بی کفش و تن های بدون تنپوش افتادم. یاد سرهای بدون سقف. یاد پلاستیک ها و کارتن خوابی ها. یاد بچه های کار و کودکان خیابانی. یاد گاز. گازی که قطع می شود، کم می شود، صادر می شود، باج داده می شود، تحریم می شود، تهدید می شود،...!
یاد گاز لعنتی که می شود!
می شود تمام زندگی ما! می شود خزر. می شود روسیه، می شود باج! بحران! بحران انرژی می شود! تن آدم یخ می شود!
پاییز و زمستان، بدون گاز و  پول و لباس و غذا و خانه، نه نمی شود!
پ.ن: تا هدیه ی امسال رییس جمهور تحمیلی چه باشد؟!!

یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

جهان را زیر پایم سبز میکنم
محمد

پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

این طومار رو امضا کنید و نترسید.کسی گازتون نمیگیره
بانو
درخواست از شرکت کنندگان در اجلاس سران سازمان ملل برای ترک جلسه هنگام حضور و سخنرانی

احمدی نژادhttp://www.petitiononline.com/UNno2AN/pe

http://www.petitiononline.com/UNno2AN/petition.html 

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

ما نیز سکوت نکرده ایم ...
محمد

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

جاده
علی
ماشین هایی که می آیند، می روند، و تو همچنان ایستاده ای...

 

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

روز ایران و قدرت نمایی...بلاخره یک جایی باید به جای حرف حرکت کرد
بانو

 

اگر ما بنشینیم فاشیستا پا میشن.

۲۷ شهریور هیچی نمیتونه منو توی خونه نگه داره...

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

دیگر
محمد
اگر قرار باشد تا من روشنفکر چند ریالی که با دو خط خواندن و سه دقیقه شنیدن و چهار کلام حرف زدن دنیا را وارونه کرده ایم
اگر قرار باشد تا من روشنفکر چند ریالی پنج خط ننویسم و به شش دقیقه گوش دادن بشارت ندهم پنچر خواهیم شد

دیگر بس است دیدن
امروز اورکت سبزم را درآوردم
و لحظه شماری میکنم تا فردا را نیز ببینم

صدای آرشه

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

خاردار
علی
دستی که دیوار می‌کشد، فرار را اختراع کرده است.سیم خاردار

سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

دار سکوت
تنهاترين مرد
دلم ميخواهد

تمام جانم را فرياد سازم

و بر سر اين روزگار بكوبم

اما افسوس...

مدتهاست كه حنجره ام را

در قربانگاه افسردگي

به دار سكوت آويخته ام


این مطلب خیلی قدیمیه اما انگار که  حکایت هر روزه ام شده؟!!

چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

سوال
بانو
چرا اینجا کسی عصبانی نیست؟

یکشنبه هشتم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

تیاتر
علی

در نمايش اجباري زندگي، اجبارن نمايش بازي مي‌كنم!


پي‌نوشت:‌

بهش گفتم: "دقت كردي دوستان فاشيست جديدن از «در انتظار گودو» بودن خسته شدن! به فكر اينن كه خودشون كاري بكنن؟"

جمعه ششم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

پابلو نرودا، شاعری که نام خوش آهنگی داشت...
بانو
این جا یک جور زندان راحت مثل بقیه زندگی که پر از غرفهای مختلف. همه جا زندان پیدا میشه وفقط امکانات و شرایط هست که این غرفه ها رو قابل تحمل تر یا غیر قابل تحمل تر میکنند. اینجا هم یک غرفه ای که فقط غذای خوبی داره ...خوب فیلم هم هست اما از قهو و سیگار خبری نیست... به هر حال یک کتاب خونه کوچیک با چند تا جلد کوچیک کتاب شعر و داستان اینجا رو قابل تحمل میکنه. یک کتاب پیدا کردم از پابلو نرودا...گزیده شعرهای عاشقانه/ هوا را از من بگیر خنده ات را نه!...

چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

نظر شخصی من در مورد این مسائله‌ی کلی
علی
از نظر من طرح اين بحث از اساس اشتباه بوده!
موضوع سر خوانش‌هاست. چه‌كسي پناهي را سند زده؟
واضح و مكتوب اين كه اسم وبلاگ "دوستداران پناهي"ست، نه «وبلاگ شخصيه مرحوم حسين پناهي»!
و خب همان‌طور كه بر طبق آرمان وبلاگ «دوستداران پناهي» نويسنده‌گان در نگارش پست‌هايشان آزادند، مخاطبان هم در زمينه كامنت‌ها، ايضن!
فراموش نكنيم كه انشاي يكي از نويسنده‌گان هم هيچ‌گاه به معناي اتفاق نظر تمام دوستان نبوده.
اينجا كسي در برابر كسي مسئول نيست. ...
اين‌ها كلي‌ترين موضوعاتي بود كه به شخصه در اينجا به آن معتقدم!

دوشنبه دوم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

ما به شوری کشک رازی بودیم
بانو
ما که سرمون به درد خودمون بود. ما که از بس توی سرمون زدن یادمون رفته بود بالای سرمون اسمونی هست. ما که داشتیم دست نوشتهای پناهی و شاملو فروغ و دیگران رو نوشخار میکردیم. ما که تنها ته دلمون امیدی داشتیم قد نور یک کبریت به تغییر این روزگار لاکردار فاحشه. اون وقت چرا کسی نبود تا بگه بابا دست از سر رویاهای اینا برداربد...رویاهامون رو پنهان میکردیم. حرفامون رو در جهانی که لمسی درش وجود نداشت میگفتیم. ما که توسری خورمون ملس بود رفیق...چی شد که رنگ خون دیدیم به خودمون نشاشیدیم حالا که می خوایم یک عمر لاف رو اوق بزنیم همه به منزلت پناهی پی بردن. همه فکر میکنند گریه کردن برای ندا و سهراب و دیگران یک کار سیاسی...همه فکر میکنند حرف زدن از فاجعه در حال رخ دادن غلط...

قصدم استفاده از تمام منابع و امکانات برای خبر رسانیه همین و بس.بگم از کوچکترین امکانی که به دستم برسه هم نمیگذرم تا به گوش همه برسونم چی میگذره توی دل تاریخ نا نوشته که هنوز اسمش امروزه. شما ها که دیگه باید منو شناخته باشین رفقا... که دلم داره هر روز زیر این غم اب میشه و از دست میره....منم شما رو میشناسم کافی فقط یک نفرتون اعتراض کنه به این کارم به خدا دیگه این فجایع...این طنز سیاه جاری در جامعه رو این طور ویرایش نشده و رک اینجا نمینویسم. دوباره از گل و بلبل میگم...چشمای تو چقدر قشنگ ...رنگ دریا و اسمونه....

اما به خدا پناهی این نبود...پناهی سرتاپا درد بود و همدردی.

یکشنبه یکم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

.تایمز: 'رضا' شاهد زنده مدعای کروبی است
بانو

با بالاگرفتن واکنش ها به اخبار منتشر شده درباره سوء رفتار با بازداشت شدگان در جریان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، روزنامه تایمز بر مبنای گفتگویی که مدعی است با یک قربانی تجاوز دربازداشت صورت گرفته، گزارشی را منتشر کرده است.

این روزنامه در مهمترین مطلب بین المللی شماره روز 22 اوت خود، تحت عنوان "پسری ایرانی که رو در روی تندرو ها ایستاد از تجاوز در زندان می گوید" اظهارات فردی را منتشر کرده که با نام رضا، 15 ساله و ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران توصیف شده که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات دستگیر شد و به نوشته این روزنامه بارها در زندان مورد تجاوز قرار گرفته است.

خبرنگار تایمز که هما همایون نام دارد، می نویسد که چگونه این فرد که تنها با شرط فاش نشدن هویتش حاضر به بیان تجربیاتش شده، "روح و جسمش خرد شده است."

تایمز می نویسد: "رضا نمی خواهد از خانه خارج شود، از تنهایی می ترسد و می خواهد به زندگی خود خاتمه دهد، و درک اینکه چرا او به چنین شرایطی دچار شده سخت نیست."

تایمز می نویسد این فرد 20 روز زندانی بوده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مورد سوء رفتاری قرار گرفته که به نوشته این نشریه "به رفتارهایی که در زندان ابوغریب صورت می گرفت شباهت دارد، که ایران آمریکا را [به خاطر حوادث آن زندان] تقبیح کرد."

روزنامه تایمز رضا را "شاهد زنده مدعای مهدی کروبی در مورد تجاوز سازمان یافته به بازداشت شدگان پسر و دختر برای خرد کردن اراده آنها" می خواند و می نویسد "رفتاری که با این پسر صورت گرفته نشان می دهد نظامی که خود را پرچمدار ارزش های اسلامی می داند حاضر است تا چه اندازه برای سرکوب کردن میلیون ها نفر از شهروندانش که مدعی تقلب در انتخابات هستند، پیش برود."

تایمز از زبان این فرد می نویسد در شب اول حضور در زندان سه نفر که با لباس شخصی در میان زندانیان بودند، او را "مقابل چشمان دیگر زندانیان" و در حالیکه "می گفتند این کار را برای خدا انجام می دهند" مورد تجاوز قرار دادند.

تایمز که به تشریح جزئیات بدرفتاری صورت گرفته با این فرد پرداخته، می نویسد وقتی رضا به یک بازجو "که به نظر مهربان می رسید" معترض شد که مورد تجاوز قرار گرفته، "بازجو نیز دستور داد رضا را ببندند و با گفتن اینکه 'یاد می گیری این داستان ها را جای دیگر تعریف نکنی' بار دیگر به او تجاوز کرد."

روزنامه تایمز نه تنها جزئیات چند مورد دیگر تجاوز به این فرد (از جمله "توسط ماموران پلیس") را شرح می دهد بلکه می نویسد پس از انتقال رضا و 130 نفر دیگر از بازداشت شدگان به دادگاه انقلاب اسلامی آن شهر، رضا و چند نفر دیگر را "با هدف ارعاب جهت جلوگیری از گفتن حوادثی که بر آنها رفته" از دیگران جدا کرده و آنها را مجبور به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر کردند.

تایمز مدعی است به رضا گفته شده که این کار برای "پاک شدن آنها [از گناهان]" انجام گرفته است.

گزارش تایمز تقریبا دو هفته پس از علنی شدن نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی برای رسیدگی به "شایعه تجاوز جنسی" منتشر شد

این روزنامه می نویسد رضا پس از آزادی با قرار وثیقه و "هشدار نهایی که درباره این رفتار چیزی به کسی نگوید" توسط یک پزشک آشنای خانوادگی مورد درمان قرار گرفت، هر چند به نوشته تایمز این پزشک به واسطه این کمک "خود را در معرض خطر قرار داده بود."

تایمز درمان صورت گرفته بر روی رضا را اینگونه شرح می دهد: "جراحت های فیزیکی او با آنتی بیوتیک و داروهای مسکن مورد درمان قرار گرفت، اما امکان انجام معاینه داخلی وجود نداشت."

تایمز رضا را نظر روحی "به شدت آسیب دیده" توصیف می کند و می نویسد "او به سختی می تواند بخوابد."

این روزنامه از زبان پزشک معالج رضا وجود موارد مشابه در بازداشت شدگان دیگر را تایید می کند و می نویسد: "ما موارد بسیاری در بیمارستان داریم اما نمی توانیم گزارش بدهیم. اجازه نمی دهند پرونده تشکیل بدهیم."

دروری دایک، از موسسه عفو بین الملل هم به روزنامه تایمز گفته است این گزارش "از نظر شدت بی اعتنایی به شان انسان، با دیگر گزارش های دریافت شده همخوان" است. وی تایید می کند که در گزارش های دیگر هم به "بد رفتاری بی حد و حصر و خارج از موازین قانونی، مداخله مقام های قضایی در تجاوز و ممانعت از دستیابی بازداشت شدگان به حق بنیادین دسترسی به خدمات بهداشتی و پزشکی" اشاره شده است.

گزارش روزنامه تایمز تقریبا دو هفته پس از آن منتشر می شود که مهدی کروبی، نامزدی که از سوی وزارت کشور دارای کمترین آراء در انتخابات اعلام شد، نامه ای را که به اکبر هاشمی رفسنجانی جهت رسیدگی به "شایعه تجاوز جنسی" نوشته بود، علنی ساخت.

این نامه واکنش ها و انتقادهای گسترده ای را علیه آقای کروبی در پی داشت اما آقای کروبی روز 29 مرداد (20 اوت) تاکید کرد بدون سند و مدرک موضوعی را مطرح نمی کند.

یکشنبه یکم شهریور 1388 ارسال شده در

------------------------------------------

Designed by Mashia