تبعیض جنسیتی در آثار پرچمداران فرهنگ و ادب ما بسیار دیده میشود. کسانی که داعیه اصلاح جامعه را دارند و در قالب شعر و نثر با صراحت تمام زنان را مورد تحقیر قرار دادهاند. کسانی که نوشتههایشان پراست از جفنگیات و شیوخ فارسی زبان مینامندشان. آری، همان کسان.همان کسانی که اگر با واژه زن در آثارشان جستجو کنیم به نتایج زیبایی میرسیم.
(آنچه در زیر آمده نتیجه جستجوی چند دقیقه ای با واژه "زن" در نرم افزار "درج 2" است.)
از شاهنامهی ابوالقاسم فردوسی
کسی کو بود مهتر انجمن کفن بهتر او را ز فرمانِ زن
سیاوش ز گفتار زن شد به باد خجسته زنی کو ز مادر نزاد
چو این داستان سربهسر بشنوی به آید تو را گر به زن نگروی
زن و اژدها هر دو در خاک به جهان پاک از این هر دو ناپاک به
از معلم بزرگ اخلاق، شیخ ازل،زاهد دو جهان دیده؛ سعدی علیه رحمه *
- تو زن نو کن ای خواجه هر نوبهار که تقویم پارینه ناید به کار
- مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه.
از سنایی غزنوی
حمله با شیرمرد همراه است حیله کار زن است و روباه است
از ناصر خسرو، تواب بزرگ ایران زمین
به گفتار زنان هرگز مکن کار زنان را تا توانی مرده انگار
مولانا جلالالدین رومی بلخی قص علي هذا نیز، در دفتر دوم مثنوی خود آورده:
گفت گر کودک در آید یا زنی کو ندارد عقل و رای روشنی
گفت با او مشورت کن وآنچه گفت تو خلاف آن کن و در راه افت
نفس خود را زن شناس از زن بَتر زانکه زن جزوست، نَفَست کُل شَرّ
از رهی معیری (قسمتی از شعر خلقت زن)
زنان چون آتشند در تند خویی زن و آتش زیک جنسند گویی
زنان در مکر و حیلت گونه گونند زیانند و فریبند و فسونند
نتنها نامراد آن دل شکن باد که نفرین خدا بر هرچه زن باد
نباشد در مقام حیله و فن کم از ناپارسا زن، پارسا زن
چو زن یار کسان شد، مار از او به چو تر دامن بود گل خار از او به |