|
نوشته : آغاز نوشتنم با نام شماست که دوستید و انسان که نوشتنم را میبینید که تاثیر میگیرید و تاثیر میگذارید به بودنم به نوشتنم به خواندنم به نام شما و در کنار شما ، نه به نام آنی که حضور دارد و نیست صدایمان نمیکند حرف نمیشنود و برای نیمی از ساکنان این کره نا آشناست . شعر نوشت : که میلادت نزول خجستهی باران باد بر تشنگی خاک و طلوع آفتاب
بر سماجت ِ ظلمت ... / شاملو پ ن : باران آمد همانطوری که باید ، قاطع !! بی تخفیف !! . ممنونم از باران برای دعوتم و سلام میکنم به دوستان پناهی ، از این به بعد اینجا خواهم نوشت .
|