"بي تو نه بوي خاك نجاتم داد نه شمارش ستارهها تسكينم چرا صدايم كردي چرا ؟ سراسيمه و مشتاق سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي نشان به آن نشان كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت و عصر عصر واليوم بود و فلسفه بود و ساندويچ دل وجگر"
صداي پناهي در مجموعه «ستارهها» با «سلام، خداحافظ» كلي توفير ميكند! نوع و لحن خواندن و جنس صدا متفاوت است.
نقطه اوج صداي پناهي در «سلام، خداحافظ» جنونش است! آوارگي را ميشود در صدا چشمها و هر چيز مربوط به پناهي درك كرد!
آتش جنون خرمن روياها را ميسوزاند! |